پياده‌روهایی که از آن عبور نمیکنی

علی مرزبان

صفحه 22 از 49

تب


می‌خواهی كه پس بگیری آنچه را سال‌هاست رفته است. چشم ببندی و بروی سمت دیگری. نبینی اصلا. شاید كه ساده نباشی. بد باشی. اینجا هیچكس جای خالیت را احساس نكرده است. مهم بوده‌ای در خیال خود برای مردمی كه مهم نبوده‌ای برایشان هیچ. تنهاییت در این غروب گرم، انگار كه ندارد ارتباطی با دلهره‌های جوانیت. پا می‌گذاری در جای پای خودت با ترسی مبهم. فرو می‌رود زمان! آن كیست كه صدا می‌زند از آنسوی ذهنت، با صدایی گرفته تو را مدام؟ با من بیااااا...

صفحه 22 از 49