پياده‌روهایی که از آن عبور نمیکنی

علی مرزبان

صفحه 3 از 49

عطر...


چقدر نمونه‌های عطر خیال انگیزند. شاعرند عطر سازها. بوی زمانی را می‌دهند كه نبوده‌ای. می‌برندَت به آن زمان. زمانی كه هنوز كسی خیال تو را نداشت و نبض طبیعت می‌تپید مدام. اگر نیامده بودم در خیال كسی، چه كس نمونه‌های عطر را دسته می‌كرد امروز؟ شاید كسی جای من نشسته بود و عطرها برده بودندش به دور. به اعماق زمان. به انتهای مكان. و او فكر میكرد كه اگر نبود و من بودم... بر می‌گردی. یكیشان از همین حوالی آمده است. بوی جوانی‌ات را می‌دهد. بوی یك روز آفتابی كه سریده بودی از سرازیری و شقیقه‌هایت میزدند مدام. قشنگ یادت می آید... لحظه لحظه اش را. و سرمایش را حس می کنی هر بار! سرت را تكان می‌دهی میریزد و گم می‌شود. شاید هم آن روز آفتابی نبود، شاید شب بود. یا دو بار بود.

صفحه 3 از 49