پياده‌روهایی که از آن عبور نمیکنی

علی مرزبان

صفحه 35 از 49

پیش‌درآمد


ملودی‌های قدیمی می‌نوازند به آرامی. پیش‌درآمد اصفهان است شاید ملودی امروز، با ضربآهنگی شاد، ترانه‌ای غمگین. چقدر متضادها همسازند. تو سرشار از دوست داشتن، دیگری سرشار از دوست بودن. چه فرقیست میانتان؟ و چه سنگین می‌روند تفاوتها در زمان. می‌پیمایند تو را و در می‌نوردند وجودهای خسته را. زمان كه رفت، برمی‌گردد تنها با آهی كه از دهانت میجهد ناگاه. با چند نُت آشنا از یك پیش‌درآمد، یا شاید هیچ! تو می‌مانی و زمان رفته، از خودت عقب، چون مسافری با چمدانی پر كه به انتهای قطاری در دور چشم میدوزد! و دلش هنوز در حالِ رفتن است. آهسته می‌رود زمان... اما تند، می‌دوی در تاریكی. رسیده ای یا نه؟ گُم شدن پشتِ خاطرات چه آسان بوده است. صدا می‌زنی خودت را از آن دور دست، سوار... و پژواك سكوتت با نُتی بَم در گوشهایت می‌پیچد مدام.

صفحه 35 از 49