پياده‌روهایی که از آن عبور نمیکنی

علی مرزبان

صفحه 4 از 49

نُت


همین وسط بوهای عجیب، نُتی تنها بالای بلندگو، سِمِج، می‌كشانتت به دور. كاش می‌رفت این نُت. اما تو رفته‌ای با آن. تنها هستی و سیال. سبكی و با ضربآهنگ موسیقی بال میزنی. كاش هر ضربآهنگی موسیقی بود. كاش نبض زندگی با آن نُتها مینواخت مدام. آنجا بوده‌ای در كودكی، وقتی دیوار صوت ها شكسته می‌شد. آرزوهای تو كه نه آرزوهای مردی را دریدند كه نُتها را می‌فهمید دیوار صوت ها...

صفحه 4 از 49