پياده‌روهایی که از آن عبور نمیکنی

علی مرزبان

صفحه 40 از 49

دروغ


دروغ، گاه هدیه ایست. از غمت می‌كاهد و دردهایت را تسكین می‌دهد. با آنكه میدانی تنها خیال است. دروغ گاه معجزه ایست. شاید كه زنده نگهداردَت در سرد ترین زمان‌ها. مثل امید، عین سراب. دروغ گاه راست تر از راست است. زیرا كه اصالتش زدودن تلخیست از واقعیتِ عریانی كه تا استخوانهایت را می‌سوزاند. دروغ شاید كه هنر است. هنر شاد كردن تو كه ساده لبخند می‌زنی و خواسته هایت همه ساده و تلخند. تویی كه راست، دروغ، تلخ و شیرین را می‌شنوی و راه خود را می‌روی. باید كه دُرست بروی. كاش دروغی بود تا این راه سختِ دُرست را با لبخند می‌رفتی! تویی كه مشكی رنگدار ترین رنگ شاد است برایت، دروغ شاید مرحمی باشد بر سراب خیالهای مُبهمت...

صفحه 40 از 49