پياده‌روهایی که از آن عبور نمیکنی

علی مرزبان

صفحه 47 از 49

نیمكت


روزی كه دیگر دیر است، باز مثل همیشه، همان نیمكت. می‌نشینی و برگهای زرد را از جای خالیش می‌تكانی. شاید... بیاید... و كمی متمایل به فضای خالی نگاه می‌كنی به ابدیت تنهایی خود. و دستهایی كه به هم نمی‌رسند. خیلی وقت قبل، آنقدر كه دیگر یادت نمی آید چند سال، دیر شده بوده است.

صفحه 47 از 49